مرتضی جوهری
الیکوهن در طول اقامت در سوریه توانست چند بار مخفیانه به اسرائیل سفر کرده و به طور مستقیم با همکارانش در موساد مشورت کند و روند فعالیتهای جاسوسی خود و مواضع دولت سوریه در برابر اسرائیل را با آنها در میان بگذارد. معمولاً این نوع سفرهای مخفیانه مأموران موساد از طریق چند کشور و با استفاده از گذرنامه های جعلی با نام های مختلف صورت می گیرد.
به گفته برخی منابع، کوهن موفق شده بود از نقشه سوریه برای ایجاد سه خط دفاعی و آتش متوالی شامل سنگرها، خمپاره اندازها و تیراندازها مطلع شود. ارتش اسرائیل تا پیش از آن تصور می کرد فقط با یک خط دفاعی و آتش در برابر سوری ها روبرو خواهد شد. یکی دیگر از دستاوردهای اطلاعاتی کوهن این بود که متوجه شد سوریه قصد بستن رود اردن از طریق انحراف سرچشمه های آن را دارد تا از این طریق، اسرائیلی ها در طول جنگ با کمبود آب مواجه شوند. او موقعیت تمامی تأسیسات و تجهیزاتی که قرار بود سوریه به وسیله آنها رود اردن را ببندد شناسایی کرد و در اختیار صهیونیست ها قرار داد. ارتش اسرائیل نیز همزمان با شروع جنگ تمامی این تجهیزات و تأسیسات را نابود کرد.
با این که موساد ادعا می کرد کوهن با شناسایی مواضع استحکامی سوریه در ارتفاعات جولان، نقش مهمی در پیروزی اسرائیل در جنگ شش روزه داشت، اما امروزه بسیاری از کارشناسان نظامی و اطلاعاتی بر این باورند که تمامی آن مواضع را می شد به راحتی از طریق عملیات های زمینی و هوایی تشخیص داد. جاسوسی از روابط پنهانی سوریه و اتحاد جماهیر شوروی نیز یکی دیگر از مأموریت های کوهن بود. در چند نوشته، گفته شده است دستگاه های اطلاعاتی شوروی موفق شدند اسرار کوهن و ارتباط او با اسرائیل را کشف کنند اما با استناد به گزارش ها و تحلیلهای معتبر، این ادعا نمی تواند درست باشد. هر چند کوهن توانسته بود در میان بسیاری از مقامات نظامی و شخصیت های سیاسی سوری محبوب شود اما بودند افرادی که با او رابطه خوبی نداشتند یا نسبت به او بدبین بودند؛ به ویژه از کودتای ۱۹۶۳ سوریه به بعد که بین گروه های مختلف سیاسی در این کشور اختلافاتی بهوجود آمده بود. کوهن نیز از همین موضوع وحشت داشت؛ این که آتش ناشی از شعله ور شدن این اختلافات به او نیز سرایت کند.
کوهن در آخرین سفر مخفیانه ای که نوامبر ۱۹۶۴ به اسرائیل داشت تا اطلاعات مربوط به موقعیت های استراتژیک و طرح های نظامی سوریه را در اختیار صهیونیست ها قرار دهد، نگرانی خود و علل آن را برای موساد شرح داد و اصرار داشت که مأموریتش همان جا به پایان برسد و دیگر به سوریه باز نگردد اما مدیران موساد قبول نکردند و از او خواستند یک بار دیگر به سوریه بازگردد. کوهن در این سفر توانست شاهد تولد سومین فرزند خود نیز باشد و هنگام بازگشت به همسرش قول داد این آخرین سفرش باشد و بیشتر از چند ماه طول نمی کشد. این نمونه ای از خودخواهی های مقامات موساد است که حتی برای حفظ جان مأموران سازمانی و با ارزش خود حاضر نیستند از اهداف شوم خود بگذرند.
ادامه دارد...
شما چه نظری دارید؟